محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
218
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
استقبال مىكند و بلكه آرزوى شنيدنش را دارد و نيز از به كار بردن تعابيرى مانند « اين حتما حق است » و « نظر ديگر حتما نادانى و گمراهى است » پرهيز مىكند ؛ جز در مواردى كه به دليل قطعى مانند قرآن دست آويخته باشد . بنابراين قرآن از همه دلايل ديگر برتر است . چرا كه وحى خداوندى است و از هرگونه باطل و نادرستى به دور است . ( فإنّ جار اللّه آمن ) كسى كه در پناه خدا باشد و در راه تقرب به او عمل كند ، از سرانجام شوم و گمراهى در امان است . ( و إنّه لا ينبغي لمن عرف عظمة اللّه أن يتعظّم ) هركس به بزرگى خداوند پى برد ، ديگر هيچ پديده بزرگى در هستى نمىبيند . در خطبه ديگرى از امام عليه السّلام آمده است : « خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچكمقدارند ، بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمتهاى آن به سر مىبرند ، و جهنّم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند . دلهاى پرهيزكاران اندوهگين ، و مردم از آزارشان در امان ، تنهايشان لاغر ، و درخواستهايشان اندك ، و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است . » « 1 » ( فإنّ رفعة الّذين يعلمون ما عظمته أن يتواضعوا له ) بزرگ كسى است كه در برابر حق فروتنى كند و از در سركشى با آن درنيايد . برخى از عارفان در اين باره گفتهاند : « كوچكى و فروتنى حالت طبيعى بنده است و بزرگى ممكن
--> ( 1 ) . « عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه في أعينهم فهم و الجنّة كمن قد رآها فهم فيها منعّمون و هم و النّار كمن قد رآها فهم فيها معذّبون قلوبهم محزونة و شرورهم مأمونة و أجسادهم نحيفة و حاجاتهم خفيفة و أنفسهم عفيفة » نهج البلاغه : خطبه 193 .